محمد متین خادمیمحمد متین خادمی، تا این لحظه: 13 سال و 5 روز سن داره

محمد متین خادمی

مراسم شیرخوارگان

  امروز ٥شنبه ١٦/٨/٩٢ امروز رفتیم به یه روستا نزدیکای شرکت بابایی.به اسم نظر اقا.روستایی بود که کارگر های شرکن اغلب اهل اونجا بودن. ما رو دعوت کردن چون مراسم شیر خوارگان اونجا برگزار میشد ولی یه روز زودتر از معمول چون خانم رحمانی اون کسی که لالایی فیلم مختار رو خوند.اینقدر ساکت بودی که هزار بار بوسیدمت.ت. رو به عنوان طفل ابوالفضل بردن اون جلو.جلوتر از همه. قبل از رفتن هم کلاهک پلاستیکی که دکتر برا ختنه گذاشته بود افتاد و تو و من راحت شدیم دیگه                     ...
5 آذر 1392

دومین سفر محمد متین

١٦/٨/٩٢   سلام گلم.دیروز٤شنبه بود.دیروز منو تو وبابایی وعمو هادی با ماشین بابایی اومدیم شرکت. ولی من وتو سوپرایزی اومدیم. بابا احمد و مامان معصومه نمیدونستن.وقتی تو رو دیدن چشماشون برق زد. باورشون نمیشد که تو اومدی.اینقدر خوشحال شدن که حدسش هم نمیتونی بزنی.
17 آبان 1392

هفته 39 بارداری

امروز 24 مهر  سال 1392 یکروز دیگه انتظار باید کشید تا اومدن تو.شایدم کمتر از 24 ساعت دیگه. من روز یکشنبه با بابایی سام و سینا اومدم شیراز خونه عمه مرضیه با کلی وسایل همش هم برا تو بود گلم. اینجا درنا و عمه مرضیه بودن.ساعتای 12 که بود رفتم بند ناف برا ازمایشای بند ناف.ولی این همه راه رو رفتم الکی.باید پزشک خصوصی و خانواده امضا و مهر میکردن عصر همون روز بابا مهدی اومد و منو ودرنا رو برد مطب دکتر جامعی.دکتر برا روز 25 یا27 نوبت سزارین میخاس بذاره.من دلم میخاست زایمان در اب داشته باشم ولی دکتر تخمین زد که وزن توسنگین باشه یعنی حدود 700/3 .ولی گفت این تحمینی است و ممکنه کمتر یا بیشتر باشی.و زایمان طبیعی برات سخته.منم دیگه گفتم سزارین ...
24 مهر 1392