سونو گرافی اول ماه هشتم
امروز شنبه 2/6/92
عزیز گلم هفته گذشته خیلی شیطون بلا شده بودی واسه همین من پیش دکترت واسه سه شنبه نوبت ویزیت داشتم ولی مجبور شدم زودتر بیام ویزیت شم،صبح با بابایی ساعتای 9.30 رفتیم شیراز.مهمونه عمه مریم بودیم.برامون ماهی درست کرده بود خیلی خوشمزه بود،دستش درد نکنه.
ساعت 12 دم خونه رسیدیم و بابایی منو گذاشت و رفت دنبال یه سری کاراش.منم رفتم خونه عمه مرضیه دراز کشیدم تا عمه مریم از سر کار بیاد.خونه دوتا عمه دیوار به دیوار همه تو یه ساختمان دو طبقه اول ستارخان.
بابایی و عمه اومدن و با هم نهار و دوباره لالا کردیم البته با بابایی.ساعتای 6 هم رفتیم مطب.دکتر از سونو کرد و خدارو صد هزار مرتبه شکر گفت که مشکلی نیس ولی چون بیمارستان،هفته پیش گفت که ممکنه شن کلیه داشته باشم،دکتر مارو فرستاد سونو کلیه.دکتر داخل همون ساختمانی بود که بودیم.
دکتر شهپر مرادی نژاد اسمش بود.سونو کرد گفتش که مشکلی نداری و بعد نامه داد واسه دکتر پاک نیت.بعد گفت چند ماهته؟گفتم 8 ماه سه روز.گفت:چیه جنسیتش؟گفتم:پسر. گفتش معلومه چون مامان دختر اخموه ولی توبشاشی.و من برام جالب بود.بعدش گفت ولی خانم باردار خوشکلی هستی. ومن کلی ذوق کردم وتشکر.
سونو کلیه رو با بابایی و عمه مریم که باهامون بود بردیم پیش دکتر خودمون.گفتش که مشکلی نداری.عمه مریم دوس داشت چند روزی پیشش باشیم ولی من سختم بود اخه خودش میرفت سر کار تا 3.30.خواهر شوهر یا دختر خواهر شوهرش غذا می پختن.اگه عمه مریم بود من سختم بود چه برسه به اینکه یکی دیگه باشه جور منو بکشه.خلاصه دکتره گفت که اگه چند روزی شیراز باشی که اگه دوباره دلت درد اومد بیای پیشم بهتره. ولی بابایی عمه رو راضی کرد که برگردیم خونه خودمون.شب ساعتای 9.30 بود که دیگه راه افتادیم سمت خونه.
راستی تو سونو که دکتر پاک نیت انجام داد تو شده بودی 1 کیلو و 767 گرم بودی. ومنم 2.5 اضاف کرده بودم یعنی از اول بارداری 14.5 کیلو ولی دکتر گفت اشکال نداره چون وزنت از اول کم بوده.


سونو گرافی اول ماه هشتم
