پسر گلم بزرگ شده
سه ماه و١٢ روز
امروز صبح ساعت ٩ بیدار بودی هر کاری کردم نمی خوابیدی واسه همین گذاشتمت رو تشک پیش خودم ولی خودم خوابم برد
وقتی بیدار شدم در نا باوری دیدم که فندق مامان ٩٠ درجه چرخیده و پاهای کوچولوش از تشک بیرون رفتن
خیلی خوشحال شدم و 




و تو کشته شدی زیر بوسای مامانی
چند روز هم هس وقتی میایم بالا سرت اینقد دستو پا میزنی که بغلت کنیم
ویا وقتی برات اهنگ میذارم دستو پاهات دیگه مال خودت نیستن تو هوا در حال برو بیا هستن
دیگه گردنت میتونی نگه داری و لق نمی زنی
وقتی نگهت میداریم ایستاده رو زمین هم پاهاتو محکم نگه میداری
دیدی گفتم بزرگ شدی اون هم در یک چشم بر هم زدن.انگار دیروز بود دنیا اومدی.انگار همین دیروز بود که من حامله بودم و انگار دیروز بود که تازه چک بی بی گذاشتم و صدر تا انگار های دیگه . دیروزهای....................................
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پسر گلم بزرگ شده
