جمعه اخر ماه رمضان
تاریخ 11/5/92
الان 28 هفته و 2 روزه که خدا تو رو در شکم مامانی گذاشته.
با دایی بابایی و خواهر خانماش و برادر خانمش رفتیم باغ اموزش و پرورش.
ولی شب که اومدیم خونه با بابات قهر بودم .خیلی ناراحتم از دستش.پیشش هم نخوابیدم.میخاستم قهر کنم برم خونه مامانم اینا ولی خواب بودن.
از همون اول رفتن حالم رو گرفت.رفته بود پایین منظر بود که من وسایلارو بیارم.ساعت5 رفتیم ،هنوز نهار نخورده بودیم چون صبحانه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


جمعه اخر ماه رمضان
