اول نه ماهگی و روز اخر هفته 35
سلام گل نازم
دلم میخاد زود ببینمت ولی دوس دارم کاملا رشدتو بکنی و کامل باشی نازم
دیروز پنج شنبه رفتیم شیراز.مطب دکتر پاک نیت ولی با یه خبر بد روبرو شدیم.دکتر فوق تخصص قبول شده داره دیگه نمیاد مطب و ما رو مرجوع کرد به یه دکتر دیگه.یا جامعی یا یوسفی.
بعدش هم شیرین سلامی یکی از دوستام اومد تو مطب دکتر منو ببینه اخه شدم مثه غول بیابونی.
غذا رو هم سه تایی منو تو وبابایی وشیرین رفتیم رستوران تین وکلی پیاده شدیم.
وبعد رفتیم خونه عمه مریمت و عمه ناراحت بود که ما نرفتیم خونه شون برا نهار.
یه دوست پیدا کرده بودیم موقع رفتن به مکه به نام حدادی که زنگ زد و اصرار کرد که بریم خونه شون یا دم در ببینیمشون.شب هم قبل از اومدن کازرون رفتیم اونا رو دم دری دیدم.
اون شب هم که عروسی خواهر حسین بود که من تمایل نداشتم برم ونرفتم.فقط کادو دادیم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اول نه ماهگی و روز اخر هفته 35
