محمد متین خادمیمحمد متین خادمی، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره

محمد متین خادمی

مسافرت شمال

1393/6/22 19:35
نویسنده : مامان
268 بازدید
اشتراک گذاری

اوایل ده ماه و اواخر یازده ماه با خاله مریم و خانواده ش و مامان جون اکرم رفتیم شمال.خیلی خوش گذشت هرچند اتفاق های بدی هم پیش اومد ولی خدا بخیر گذروند و تو دهنمون تلخش نکرد.

روز اول نهار رو سمیرم خوردیم که عمو حسین حواسش نبود و میخاس ماشینشو بندازه تو یه گودال بزرگ.

اتفاق بد دوم این بود که یه دفعه تو جاده بابایی متوجه شد که بوی بنزین میاد و بعد از ترمز متوجه شد که لوله بنزین از جاش در اومده

اتفاق سوم تو ویلا رامسر بود داشتیم صبحونه میخوردیم تو یه قاشق دستت بود و داشتی بازی میکردی که سینا اونو ازت گرفت و سام به طرفداری تو اومد که قاشق رو بگیره که سینا قاشق رو محکم زد بغل چشماش.و خون الود شد و چشماش سیاه کرد ولی خدا رو شکر بخیر گذشت.

اتفاق چهارم اول راه بوریم که از امسر بزنیم بیرون که دوتا چرخ ماشین بابایی پنچر شدن با هم.

و اتفاق پنجم که گل سر سبد اتفاقا بود تصادف سینا بود.رفتیم سرعین چشمه ابگرم برا شنا.منو خاله مایو نداشتیم نرفتیم ولی عمو بابایی رفتن.و ما یه زیلو پهن کرده بودیم و نشستیم .شنا که تموم شد تو پارکینگ بابایی رفت دنبال شارزر که سینا هم پشت سرش رفت .تو این فاضله هم یه ماشین دنبال جای پارک بود که زد به سینا. و ما با صدای جیغ بابات دویدیم طرفشون.خدا رو شکر سینا چیزیش نشد فقر بغل لاستیک بغل پای سینا رو سابونده بود.بعدش هم که رفتن اردبیل برا عکس.و باند پیچی.و بعد با اون خانواده دوست شدیم و رفتیم بوکان و یه شب پیششون بودیم.

هر چی بود به خیر و خوشی گذشت و ما اومدیم کازرون

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)