محمد متین خادمیمحمد متین خادمی13 سالگیت مبارک

محمد متین خادمی

18/4/92 سونو گرافی در 3.5 ماهگی و 5.5 ماهگی

1392/6/5 18:52
نویسنده : مامان
585 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گلم

الان تو تقریبا" شش ماهته یعنی هفته ٢٥ بارداری من تازه میخام برات بنویسم.دو روز پیش ١٨/٤/٩٢با عمه مرضیه رفتیم پیش دکتر. سونو باید میکرد که تو مشکلی نداشته باشی .خدارو شکر مشکلی نبود.

تو همش داشتی یه چیزی رو می خوردی.نمیدونم چی بود. ولی هر چی بود دوسش داشتی.یه بار هم زبون کوچولوتو در اوردی .وزنت ٧٤٤ گرم بود مثه دوتا دونه سیب زمینی.چقدر کوچولو!دکتر بهمون گفت تو پسری،یه گل پسر

ولی من وبابات می دونستیم.اخه روز ٢٩/٢/٩٢ که باهم رفته بودیم پیشش بهمون گفته بود.ولی ما به کسی نگفتیم اون روز تو ١٧ و٤ روزت بود و٢٤٥ گرم وزن داشتی.

ما از قبل اسم تو رو تعیین کرده بودیم بذاریم متین ولی چون من دوس داشتم اسم یه امام باشه قرار بود محمد متین باشی.یه روز هم مامان جون پدریت بهمون گفت که من خواب دیدم پس باید اگه پسر باشه بذارین محمد واگه دختر باشه خودتون هر چی دوس دارید بذارید.من وبابات میخاستیم اگه تو دختر باشی اسمتو یا نفس یا رها بذاریم که بابا مهدیت دوس داره نفس باشه.که وقتی میاد خونه بگه نفس بابا کجاس و تو بپری تو بغلش.

خلاصه سونو که کردیم عمه مرضیه به خواهش من زنگ زد به خاله مریم وگفت بچه دختره. خاله مریم خودش ارزو داشت دختر داشته باشه ولی خدا بهش نداده البته تا الان،شاید بعدا بهش بده.خاله مریم هم شک کرده بوده که داریم الکی بهش میگیم ولی بعد من خودم بهش زنگ زده وگفتم.

بابا مهدی هم به مادر جون مادریت که همون موقع زنگ زد گفت که دوقلو هستی. و مادر ترسیده بود اخه بچه های خاله مریم بودن که باید بزرگ میکرد اخه خاله مریمت کارمنده.

بعد عمه مرضیه به مادر جون بابات زنگ زد و اونم کلی خوشحال شد.اخه تو اولین نوه پسری خانواده بودی.وعمه مریم هم که فهمید کلی خوشحال شد.من میدونم همه از اومدنت خوشحال شدن.اخه تو ماهی

تازه مامان جون عکست هم برات میذارم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)